بسم الله الرحمن الرحيم
با آرزوي قبولي طاعات و عبادات و تبريك عيد سعيد فطر به همه‌ي مؤمنان خداجوي، به اطلاع مي‌رساند كه سه شنبه 7 مرداد ماه 1392 برابر با اول شوال المكرم 1435، عيد سعيد فطر مي‌باشد
دفتر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله العالي

 

+ نوشته شده توسط الاحقر در دوشنبه ششم مرداد 1393 و ساعت 23:31 |

مرحوم ایت الله شب زنده دار جهرمی و ایت الله العظمی لطف الله صافیبسم الله الرحمن الرحيم

اذا مات العالم الفقيه ثلم في الاسلام ثلمه لا يسدها شي
رحلت عالم رباني اسوه ي اخلاق و فضيلت حضرت آيت الله آقاي حاج شيخ حسين شب زنده دار جهرمي رضوان الله عليه موجب تاسف و تاثر اين جانب گرديد.
آن  عالم فرزانه عمر پر بركت خود را در خدمت به اعلاي كلمه الله،  تدريس،  ترويج  و نشر معارف نوراني اهل البيت عليهم السلام  و تربيت طلاب و تهذيب نفوس و خدمت خالصانه به ساحت مقدس حضرت بقيه الله الاعظم ارواح العالمين له الفدا سپري نمود.
فقدان اين عالم وارسته و فقيه پارسا ثلمه اي جبران ناپذير است. حوزه علميه امروز يكي  از اساتيد بزرگ اخلاق خود را از دست داد و در سوگ او نشست. انالله و انا اليه راجعون.
حقير رحلت اين عالم پرهيزكار را به حضرات علماي اعلام ، طلاب محترم حوزه علميه ، بيت مكرم آن فقيد سعيد ، آقازادگان گرامي ، دامادهاي فاضل و محترم  بويژه  جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ مهدي شب زنده دار و همچنين مردم مومن و شريف شهرستان جهرم و روحانيون عزيز آن ديار تسليت گفته  در جوار مضجع شريف حضرت ثامن الحجج عليه الاف التحيه و السلام  براي آن مرحوم ترفيع درجات و براي بازماندگان محترم صبر جميل و اجر جزيل از خداوند متعال مسئلت دارم.
28 رمضان المبارك 1435
لطف الله صافي

+ نوشته شده توسط الاحقر در یکشنبه پنجم مرداد 1393 و ساعت 13:45 |

با توجه به اوضاع بسيار حساس و اسفناك عراق، و مظالمي كه بر ملت مظلوم عراق به وسيله‌ي دشمنان اسلام واقع گرديده است،‌ حضرت آيت الله العظمي صافي با حضرت آيت الله العظمي سيستاني تلفني گفتگو كردند.

در اين گفتگو حضرت آيت الله العظمي صافي بار ديگر با ابراز نگراني و تأسف فراوان از حوادث جاري عراق گفتند: ما مواضع حكيمانه و هدايت‌ها و ارشادهاي جنابعالي را براي از بين بردن اين ظلم و ستم‌ها و براي پيروزي مردم عراق تأييد نموده و هميشه دعاگوي شما هستيم و از دولت و مردم عراق مي‌خواهيم كه با نصب العين قرار دادن رهنمودهاي جنابعالي توطئه‌هاي دشمنان را از بين برده و به اهداف بلند اسلامي خود برسند.
آيت الله العظمي سيستاني نيز با تشكر از آيت الله العظمي صافي، تأييدات ايشان را از خداوند متعال مسئلت نموده و براي سلامتي و بقاي عمر ايشان دعا نمودند.

+ نوشته شده توسط الاحقر در یکشنبه پنجم مرداد 1393 و ساعت 12:10 |
مرحوم آیت الله العظمی اقای حاج اقا علی صافی گلپایگانیامشب که شب ۱۵ ماه رمضان است به قول مشهور شب ولادت با سعادت حضرت مجتبی ( صلوات الله و سلامه علیه) است به طوری که اهل سیره و مورخین نقل می کنند ولادت با سعادت آن حضرت در سال دوم یا سوم از هجرت واقع شد پسر بزرگ امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و کسی که در دامان پیغمبر تربیت یافت و همینطور با پیغمبر بود تا پیغمبر از دنیا رفت ، تربیت یافته آن مکتب و خصائص و صفاتی که برای یک پیشوا لازم است در وجود مبارکش به حد اکمل موجود بود . کسی که همانطوری که در روایات عامه و خاصه هست آن همه سفارشات و توصیه ها را پیغمبر اکرم نسبت به آن بزرگوار و برادر بزرگوارش فرمود، به طوری محبوب پیغمبر بود که حتی اگر به دوش پیغمبر می رفت و پیغمبر مشغول نماز و دز سجده بود ،سجده را بای خاطر حضرت مجتبی طولانی می کرد، حتی همانطور که از روایت استفاده می شود وقتی که پیغمبر در منبر مشغول صحبت بود حضرت مجتبی وارد شد پایش لغزید و به زمین افتاد پیغمبر از منبر پایین آمد و رفت برای اینکه فرزند خودش را دستگیری کند و نسبت به اوعنایت بفرماید.

درباره او و برادرش فرمود : الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا حسن و حسین دو امام و پیشئای مردم هستند که چه بایستند و و قیام به وظایف امامت کنند و چه بر حسب مصلحت عقود کنند و در خانه بنشینند یا باز در روایت دیگر فرمود: سیدا شباب اهل الجنة ، این دو بزرگوار حسن و حسین دو آقای جوانان اهل بهشتند ، یا درباره آن بزرگوار فرمود حسن ریحانه من است و خداوند متعال به وسیله او بین دو دسته از مسلمان ها صلح برقرار می کند.

حالا در موضوع حضرت مجتبی اگر انسان بخواهد درباره صفات و خصائص ذاتی آن بزرگوار صحبت کند وقتهای طئلانی لازم دارد حتی وقتی که انسان سیره گذشتگان را نگاه می کند یک عده از مردمی که از روی جهالت تسلیم مقام امیر المؤمنین هم نبودند اما تسلیم مقام حضرت مجتبی بودند .

حضرت مجتبی آن کسی است که در وقت سخاوت چند مرتبه نصف مال خودش را در راه خدا می دهد و دو مرتبه تمام اموال خودش را در راه خدا میدهد ۲۵ مرتبه پیاده به خانه خدا می رود ؛ وقتی که می خواهد مشغول عبادت بشود و شروع به مقدمات عبادت میکند که وضو باشد بندهای مبارکش میلرزد، وقتی میخواهد وارد مسجد و خانه ی خدا بشود همانطور که نقل شده است عرض میکند: یا محسن قد اتاک المسیء انت المحسن و انا المسیء ؛ کان الحسن اذا ذکر المؤت بکاء و اذا ذکر القبر بکاء و اذا ذکر البعث و النشور بکاء ، در مقام خوف از خداوند متعال و عقباتی که انسان در پیش دارد با مقام عصمتی که آن بزرگوار دارد وقتی یاد مرگ می افتد گریه می کند وقتی به یاد قبر می افتد گریه میکند وقتی به یاد بعث و نشور می افتد گریه میکند.

در مقام علم هم همانطور که همه نقل می کنند بسیار میشد که امیرالمؤمنین برای اینکه مردم متوجه فضایل و مقامات آن حضرت بشوند مطالب علمی وجواب سؤال مردم را به آن حضرت ابلاغ می فرمود درباره ی علم آن بزرگوار آن همه قضایایی است که نقل شده است ؛ عرض کردم موقعیت اقتضای اینکه انسان بتواند حتی شمه ای از فضایل و مناقب آن بزرگوار را ذکر کند نیست ....

منبع: فایل صوتی سخنان مرجع ولایی آیت الله العظمی حاج اقا علی صافی.

+ نوشته شده توسط الاحقر در جمعه بیستم تیر 1393 و ساعت 15:47 |

اشاره: روز دوازدهم ماه مبارك رمضان، يكي از روزهاي مبارك است كه در آن، افضليت و برتري اميرالمؤمنين علي عليه السلام بار ديگر بر همگان ثابت شد و بنا بر نقل شيخ مفيد در مسار الشيعة، پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله، در قالب عقد اخوت بين مؤمنين و بين خود و اميرالمؤمنين علي عليه السلام، به همگان فهماند كه جز علي عليه السلام كسي شايستگي پيشوايي بر مسلمين را ندارد. شرح اين واقعه تاريخي را در نوشتار آيت الله العظمي صافي مدظله مي خوانيم:
***
يكي از مسائلي كه پيامبر اكرم صلّي الله عليه وآله از آغاز دعوت به آن توجه و عنايت خاصي داشتند، مسأله اخوّت ديني بود تا جايي كه آن را از اركان مهم و پايه‌هاي استوار اجتماع زنده مسلمانان مي‌دانستند و به وسيله آن، كينه‌ها و دشمني‌هاي ديرينه را از بين بردند.
از جمله كارهايي كه به منظور جوشش و همبستگي كامل‌تر و بيدار شدن شعور اسلامي و حكمت‌هاي ديگر انجام دادند، اين بود كه بين هر دو نفر از مهاجرين، عقد اخوّت بستند؛ چنان‌كه بين هر دو نفر از مهاجرين و انصار نيز پيمان برادري برقرار كردند.

بنابر نقل شيخ مفيد در مسار الشيعة، در روز دوازدهم ماه مبارك رمضان، پيامبر اكرم صلّي الله عليه وآله بين اصحاب، عقد اخوّت قرار داد و بين خود و علي عليهما السّلام نيز پيوند برادري برقرار كرد.
بين هر دو نفر كه با هم تجانس داشتند و از لحاظ افكار و آرا به هم شبيه بودند، عقد اخوّت برقرار شد و با اين كار در حقيقت، خانواده‌ها و قبايل و عشاير، به هم مرتبط و متّصل شدند.
اين اقدام پيامبر صلّي الله عليه وآله هم از جنبه سياسي و اجتماعي هم از جهت به هم پيوستن جامعه نوزاد اسلامي، بسيار با ارزش و سودمند بود و زمينه‌اي براي اخوّت عامّ مسلمانان و برادري همگاني و جهاني جامعه بشريّت شد.
البته چنان كه از كتب تاريخ و حديث استفاده مي‌شود، عقد اخوّت چندين بار صورت گرفت: يك بار بين مهاجرين ، يك بار در ابتداي ورود به مدينه طيّبه بين مهاجر و انصار ، و بار ديگر هنگام نزول آيه (اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَة)، در «يَوْمُ الْمُباهَلَة».
و اما موضوعي كه در اين صحنه‌هاي مودّت‌ساز و محبّت‌آفرين، جالب و با اهمّيّت بود، انتخاب حضرت علي عليه السّلام توسّط پيامبر صلّي الله عليه وآله به برادري خود بود.
پيامبر صلّي الله عليه وآله همه را با هم برادر كرد و به گفته بسياري از مورّخان و محدّثان، افرادي را كه هم طراز و هم رتبه بودند، برادر قرار داد.
بر اين اساس، براي خود نيز بايد برادري انتخاب مي‌كرد. به راستي آن كس كه لايق و شايسته اين مكرمت باشد، كيست؟ و آن كس كه بتواند، قرين و هم طراز پيامبر صلّي الله عليه وآله باشد (جز در مقام نبوّت) چه شخصيّتي است؟
اين انتخاب، يك انتخاب ساده نبود. يقيناً پيامبر صلّي الله عليه وآله كسي را براي خود انتخاب مي‌كرد كه از هر جهت شايسته باشد؛ برادري كه همفكر و هماهنگ و هم زبان با او باشد و نسبت به جان و مال و هر چه دارد فداكار باشد و بتواند حقّ برادري رسول خدا را ادا كند.
آري، به غير از علي، كسي لايق چنين مقامي نبود كه پيامبر در حقّش فرمود: «اَنْتَ مِنّي بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسي اِلّا اَنَّهُ لا نَبِيّ بَعْدي»
علاوه بر علماي شيعه، محدّثان مشهور و مورّخان معروف و نويسندگان كتب سيره اهل سنّت، مانند «حلبي»، «زيني دحلان» و «ابن هشام»، حديث اخوّت را روايت كرده‌اند.
هر كس كه درباره اين موضوع، به كتب شيعه و سنّي رجوع كند، يقين حاصل مي‌كند كه پيامبر صلّي الله عليه وآله از بين همه اصحاب و خويشان، يگانه كسي را كه به اخوّت و برادري خود برگزيد، علي عليه السّلام بود و هر كس جز علي چنين ادّعايي كند، كذّاب و دروغگو است؛ چنان كه احدي نيز به جز علي عليه السّلام ادّعاي اين فضيلت را نكرد و اين امتياز كه متضمّن ساير فضايل است، مخصوص آن حضرت مي‌باشد. پيامبر صلّي الله عليه وآله انتخاب خود را در چندين مكان مختلف صريحاً اعلام فرمودند:
1. هنگام عقد اخوّت بين مهاجرين؛
2. هنگام عقد اخوّت بين مهاجرين و انصار؛
3. هنگام نزول آيه (اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةُ)؛
4. روز مباهله.
اين انتخاب، بر اساس وحي و انتخاب خدا بود. خدا بين پيامبر صلّي الله عليه وآله و علي عليه السّلام برادري قرار داده بود؛ چنان كه در «ليلة المبيت»، شبي كه مشركان مي‌خواستند پيغمبر را بكشند و علي جان خود را فداي جان پيامبر كرد و در بستر آن حضرت خوابيد ـ به شرحي كه در كتب معتبر اهل سنّت است ـ خدا در ضمن وحي كه به جبرييل و ميكاييل كرد، فرمود:
«اَفَلا كُنْتُما مِثْلَ عَلي بْنِ اَبيطالِب اخَيْتُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مُحَمَّد»
در سيره «ابن هشام»، از «ابن اسحاق» روايت شده است كه پيامبر صلّي الله عليه وآله بين اصحابش از مهاجر و انصار، برادري برقرار كرد. سپس فرمود: پناه بر خدا كه از پيغمبر سخني كه نفرموده باشد، بگوييد.
«تَآخَواْ فِي اللهِ اَخَوَيْنَ اَخَويْنَ؛ در راه خدا، دو نفر دو نفر با يكديگر برادر شويد.» سپس دست علي بن ابيطالب را گرفت و فرمود: «هذا اَخي؛ اين برادر من است.»
پس رسول خدا صلّي الله عليه وآله سَيِّدُ الْمُرْسَلينَ وَاِمامُ المُتَّقينَ وَرَسُولُ رَبِّ الْعالَمينَ كه نظير و مانندي در بين بندگان خدا ندارد، با علي بن ابي طالب برادر هستند.
«ابن اثير» در «اُسْدُ الْغابَه» مي‌گويد: پيامبر صلّي الله عليه وآله دو مرتبه بين خود و علي عليه السّلام برادري قرار داد، زيرا بين مهاجرين برادري قرار داد و سپس بين مهاجر و انصار، و در هر بار به علي عليه السّلام فرمود: «اَنْتَ اَخي فِي الدُّنْيا وَالاخِرَة؛ تو در دنيا و آخرت برادر من هستي.»
متون و اسناد احاديث اخوّت در جوامع سنّي و شيعه بسيار است، به طوري كه در كتب «سنن ترمذي»، «ابن ماجه»، «مستدرك» و «تاريخ طبري»، «مسند احمد»، «مجمَعُ الزوايد»، «طبقات ابن سعد»، «الدر المَنْثُور»، «رياض النَّضرة» و «فضائل الخمسة»  به طور مفصّل شرح داده شده است.

+ نوشته شده توسط الاحقر در چهارشنبه هجدهم تیر 1393 و ساعت 23:36 |
بسمه تعالي
جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد عليرضا حيدري دامة افاضاته
در گذشت اخوي بزرگوار عالم رباني، روحاني وارسته و استاد اخلاق حجة الاسلام و المسلمين آقاي حاج سيد جواد حيدري رحمة الله عليه را به جنابعالي و بيت محترم آن فقيد سعيد به ويژه آقازادگان فاضل و ارجمند ايشان تسليت عرض نموده و از خداوند متعال علوّ درجات آن مرحوم را كه عمر شريف خود را در خدمت به اعلاي كلمة‌الله و ترويج مباني غرّاء شريعت و معارف نوراني اهل بيت عليهم السلام گذراند، از خداوند متعال مسألت و براي بازماندگان صبر و اجر خواستارم.
لطف الله صافي
نهم رمضان المبارك 1435
+ نوشته شده توسط الاحقر در دوشنبه شانزدهم تیر 1393 و ساعت 16:44 |

اشاره: دهم ماه مبارك رمضان سال دهم بعثت، اُمُّ المؤمنين خديجه، بانوي مؤمنه و فداكار، پس از شصت و پنج سال عمر پر بركت رحلت كرد، و رسول خدا، او را به دست خويش، در حجون مكّه مكرّمه دفن كردند، و حزن و اندوه آن حضرت در مصيبت او به حدّي زياد شد كه آن سال را «عامُ الْحُزْن» نام نهادند. شخصيت حضرت خديجه عليها السلام، داراي ابعاد مختلف و والايي است كه پرداختن به هر يك از آن ابعاد مي تواند الگو و سرمشق بانوان مسلمان باشد و بانوي برتر را در ميان دارندگان صفات او جستجو كنند. آنچه در ذيل مي آيد نوشتاري از حضرت آيت الله العظمي صافي مدظله الوارف است كه به مناسبت وفات آن بانوي بزرگ اسلام نگاشته شده است:
***
او از جانب پدر، مادر و اجداد پدري و مادري از اصيل‌ترين خانواده‌هاي جزيرة العرب و صاحب شرافت و سيادت بود. او نمونه برجسته كمال و نبوغ و فهم و بينش بود كه همانند آن را در ميان مردان و زنان، كمتر مي‌توان يافت.

خداوند خواست كه او بانوي بي‌همتاي حرم نبوّت و مادرِ يازده اختر برج امامت و ولايت، در عقل، ادب، حكمت، بصيرت و معرفت، نابغه و ممتاز باشد.
آري! او خديجه بود؛ طاهره و سيّده نساء قريش و در اسلام، يكي از چهار بانويي كه بر همه بانوان بهشت فضيلت و برتري دارند. او براي رسول خدا صلّي الله عليه وآله نعمتي بزرگ و رحمتي از رحمات واسعه خداوند متعال بود.
براي مردي كه در اجتماع، به فعاليّت‌هاي بزرگ مشغول بوده و مقاصد عظيم داشته باشد، بهترين آرامش‌دهنده قلب و روح و نگهبان پايداري و استقامت، همسري هوشيار، خردمند، مهربان و دلسوز است.
اگر مردي در خارج از خانه با دشمنان، گرم پيكار گشته و به حمله‌هاي وحشيانه، استهزاء، سرزنش و اذيّت و آزار مردم گرفتار گردد و در منزل نيز با همسري نادان و بدخو و ترسو، ضعيف و شماتتگر روبرو شود كه او را از كار و هدف وي و پيمودن راهي كه مدّ نظر اوست باز دارد و او را سرزنش كند و به ترك دعوا و تسليم‌شدن به دشمنان وادار نمايد، از اينكه هر روز شوهرش مورد شتم و استهزاي جاهلان قرار مي‌گيرد، خسته و ناخوشايند باشد، و در پي حلّ مشكلات همسر خويش برنيايد، بي شك مشكلات و دشواري هاي آن مرد، دو چندان خواهد شد.
بدون ترديد چنين مردي همواره بر مشكلات و دشواري‌هايش افزوده خواهد شد؛ چرا كه نه تنها همسر وي او را در حلّ مشكلات ياري ننموده است، بلكه با اعمال و رفتار غير منطقي خود از قبيل سرزنش و اعتراض، آن مشكلات را صد چندان كرده است.
پيامبر اسلام صلّي الله عليه وآله آورنده بزرگ‌ترين رسالت آسماني، از طرف خدا مأمور بود كه با خرافات و مظاهر شرك و بت‌پرستي و ستمگري و محروميت توده‌هاي ضعيف و فقر و جهل و ناداني، فساد و فحشا و آنچه رذايل بود، مبارزه با گردن‌كشان، مشركان و بت‌پرستانِ متعصّب، رؤساي قبايل و سران استثمار، با عادات و اديان باطل و تعصّبات كوركورانه جهاد كند.
مشركان نيز، همه توان و قدرت خويش را براي مبارزه با اهداف آن حضرت بسيج كردند و تا آنجا كه مي‌توانستند او و چند تن از يارانش را اذيّت كردند.
با وجود اين همه دشمن و موانع و مشكلات، اگر در ميان همه اين دشمنان، پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم  هر روز وقتي به خانه مي‌آمد، با چهره گرفته و معترض همسرش، آن هم همسري كه سيّده زنان قريش و داراي آن شخصيّت و صاحب آن همه ثروت و مكنت بود، روبرو مي‌شد كه از راه دلسوزي و ترحّم و يا اعتراض، از او مي‌خواست تا از دعوت خويش دست بردارد و خود را مورد اين همه اهانت و استهزاء قرار ندهد، در چه وضع عجيب و دشواري قرار مي‌گرفت؟!
امّا لطف خدا دريچه‌هاي قلب خديجه را چنان به سوي درك حقّانيّت دعوت اسلام باز كرد و آن چنان دلش را نوراني و سرشار از معرفت و حكمت گردانيده بود كه هرگز پيامبر صلّي الله عليه وآله با چنان منظره اسفناك، در داخل خانه روبرو نشد.
آري! خديجه نخستين زني بود كه دين اسلام را پذيرفت و با پيامبر صلّي الله عليه وآله نماز خواند و جز علي بن ابي طالب، كسي از بندگان خدا سابقه اسلام او را ندارد.
پيامبر صلّي الله عليه وآله هم هيچگاه خديجه را بعد از وفاتش فراموش نكرده و از اخلاق و صفات او ياد مي‌فرمود؛ به كساني كه با او آشنا و دوست بودند، احسان و لطف مي‌كرد. «عايشه» مي گويد: «بر احدي از زن‌هاي پيامبر صلّي الله عليه وآله آن قدر غيرت نورزيدم كه بر خديجه غيرت ورزيدم. براي اينكه پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم  بسيار از او ياد مي‌فرمود و اگر گوسفندي ذبح مي‌شد، از آن براي دوستان خديجه مي‌فرستاد»(1)
و نيز از «عايشه» روايت شده است كه: «رسول خدا صلّي الله عليه وآله از خانه بيرون نمي‌رفت، مگر آن كه خديجه را ياد مي كرد و بر او به خوبي و نيكي مدح و ثنا مي‌فرمود.
روزي از روزها غيرت مرا گرفت، گفتم: او پير زني بيش نبود و خدا بهتر از او را به شما عوض داده است.
پيامبر صلّي الله عليه وآله غضبناك شد، به طوري كه موي جلوي سرش از خشم تكان مي‌خورد؛ سپس فرمود: «نه، به خدا، بهتر از او را خدا به من عوض نداده، ايمان آورد به من، وقتي مردم، كافر گرديدند و تصديق كرد مرا، هنگامي كه مردم مرا تكذيب مي كردند و در اموال خود با من مواسات كرد، وقتي مردم مرا محروم ساختند و خدا از او فرزنداني روزي من كرد و از زنان ديگر محروم فرمود».(2)
«انس بن مالك» روايت كرده كه رسول خدا صلّي الله عليه وآله فرمود: «بهترين زنان عالم مريم بنتِ عمران و آسيه بنت مزاحم و خديجه بنت خُوَيْلِد و فاطمه بنت محمّد صلّي الله عليه وآله هستند».(3)
در «صحيحين» از عايشه روايت شده كه: «پيامبر صلّي الله عليه وآله خديجه را به خانه‌اي در بهشت بشارت داد كه در آن سر و صداي بلند و رنج و زحمت نيست».(4)
آري! خديجه داراي همه فضايل و مكارم اخلاقي بود كه بانوان مسلمان بايد او را الگو و سر مشق خود قرار دهند و ويژگي هاي بانوي برتر اسلامي را در او جستجو نمايند و السلام عليها و علي بعلها و بنتها و صهرها و اولادها الائمة المعصومين الطاهرين.

پي نوشت ها:
1. اسدالغابه، ج 5، ص 436 و كتب ديگر.
2. همان.
3. اسدالغابه، ج 5، ص 437 ـ الاستيعاب، بهامش الاصابة، ج 4، ص 284 و 285.
4. الاصابة، ج 4، ص 282 ـ اسدالغابة ، ج 5، ص 438 و نظر اين حديث در تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 26 ذكر شده است.

+ نوشته شده توسط الاحقر در یکشنبه پانزدهم تیر 1393 و ساعت 22:41 |
اعضاي ستاد برگزاري همايش حكومت علوي روز شنبه 7/4/1393 با مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني مدظله الوارف ديدار كردند.
در ابتداي اين ديدار كه در آستانه فرارسيدن ماه رحمت و مغفرت الهي رمضان المبارك برگزار شد، مسئول اين ستاد، گزارشي از فعاليت ها و برنامه هاي اين همايش سراسري ارائه داد.
معظم له نيز ضمن تشكّر و قدرداني از شركت كنندگان در جلسه فرمودند: حقير از شما عزيزان كه براي احياء امر اميرالمؤمنين علي عليه السلام اهتمام داريد، تشكر مي كنم. البته بايد دانست كه اگر تمام بشريت غير از وجود مقدس حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم هم بخواهند با همكاري و همراهي هم حضرت امير المؤمنين عليه السلام را معرّفي كنند، اين امكان و قابليت نيست:
كتاب فضل تو را آب بحر كافي نيست * كه تر كنند سرانگشت و صفحه بشمارند
ايشان با اشاره به اهميت معرفت حضرت علي عليه السلام بيان كردند: شناختن اميرالمؤمنين عليه السلام در عقايد اسلامي از اهميت بسياري برخوردار است. اگر آن حضرت را شناختيم، همه را شناخته ايم و حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف را شناخته ايم و اگر در شناخت حضرت مهدي عليه السلام مشكل داريم، به خاطر اين است كه اميرالمؤمنين علي عليه السلام را نشناخته ايم. معرفت اميرالمؤمنين عليه السلام از اين جهت كه محور معرفت دين و ائمه عليهم السلام است بسيار مهم مي باشد.

مرجع عاليقدر در ادامه سخنان خود، با بي نظير خواندن نهج البلاغة در بيان معارف والاي اسلامي افزوند: يكي از معجزات و فضائل مهم اميرالمؤمنين علي عليه السلام كلماتي است كه از آن حضرت صادر شده است. شما نهج البلاغة را ببينيد؛ پر است از معارف و علوم مختلف اسلامي. همين است كه ابن ابي الحديد اعتراف مي كند كه غير از اميرالمؤمنين عليه السلام كسي اينها را نمي‌دانست و نمي‌توانست بگويد؛ البته مقام حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم جداست، مطالب ايشان، مطالب نبوي بود.
آيت الله العظمي صافي ولايت الهي اميرالمؤمنين علي عليه السلام را به عنوان جانشين پيامبر و از زمان رحلت آن حضرت دانستند و فرمودند: تمام مواضع علي عليه السلام بعد از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله بايد حقايق آن بيان شود. خيال نكنيم كسي ديگر در ولايت و وصايت براي پيامبر شريك اميرالمؤمنين علي عليه السلام بود. نه، اين طور نيست. شما هم اگر مي خواهيد با اين عنوان، اين همايش را برگزار كنيد، متوجه باشيد و بگوييد كه ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام هميشه بود اگر چه به ظاهر ديگران آمدند و قصد كردند؛ ولي اصل وصايت رسول گرامي اسلام از آن اميرالمؤمنين علي عليه السلام بود و كسي را نمي توان هم رديف و در كنار او قرار داد و گفت سهمي از آن داشتند. نه، فقط اين جانشيني ويژه علي عليه السلام بود و اين طور نيست كه بگوييم تا مدتي ديگران بودند و بعد ايشان آمدند؛ بلكه همه امامت علي عليه السلام بود. نمي شود امامت را از خلافت جدا دانست. اصلاً نبايد خلافت را منهاي امامت دانست. امام مؤمنين از ابتدا تا آخر همان خليفه به حق بود و خليفه و جانشين رسول الله صلي الله عليه و آله همان اميرالمؤمنين علي عليه السلام بود.
معظم له در ادامه اين ديدار ضمن اشاراتي به اعتراف غير مسلمانان به مقام والاي اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمودند: راجع به مقام اميرالمؤمنين و فضائل آن حضرت، همه گفته اند؛ چه مسلمان و چه كافر. مثلاً جبران خليل جبران دانشمند مسيحي مي گويد «في عَقيدَتي انَّ عَلي بْنَ ابي طالِبٍ اوَّلُ عَرَبِي جاوَرَ الرّوحَ الْكلِّيةَ وَ سامَرَها؛ به عقيده من علي بن ابيطالب اول شخصي است از عنصر عرب كه هميشه در كنار روح كلي عالم است.»
يا جرج جرداق كه يك مسيحي ولي اهل انصاف است. وقتي نامه اي را با كتاب «الإمام علي صوت العدالة الإنسانية» خودش براي استاد ما حضرت آيت الله العظمي بروجردي اعلي الله مقامه فرستاد و در آن نوشته بود كه من در زندگي امام علي عليه السلام مطالعات زيادي داشتم كه حتي شيعيان هم به آن مقامات علي عليه السلام نرسيدند و بسياري از خاورشناسان هم نخواستند اعتراف كنند كه يك چنين شخصيتي در شرق و عالم اسلام وجود دارد اما چون من يك مسيحي هستم آنها را بيان مي كنم و مرا نمي توانند رمي به تعصّب كنند.
ايشان در ادامه آن نامه نوشته بود كه «اني انصفت الامام بعض الانصاف». آقا نامه را به بنده دادند تا مطالعه كنم و بعد وقتي كتاب هم به دست ايشان رسيد امر به مطالعه آن كردند و حقير هم براي اينكه ايشان مي خواستند اظهار رأي بكنند و جواب بدهند همه را از اول تا آخر دقيق مطالعه كردم و اشكالاتي كه بود را نوشتم و خدمت ايشان دادم. اين دانشمند بزرگ در اين كتاب در‌باره‌ي عهد‌نامه‌ي مالك اشتر و تفاوت آن با اعلاميه‌ي حقوق بشر مطالب بسيار جالبي دارد كه چقدر از عهدنامه تمجيد و تعريف كرده‌اند و لازم است آقايان مطالعه نمايند
معظم له در پايان اين ديدار ضمن قدرداني مجدّد از برگزار كنندگان اين همايش، براي آنها از خداوند متعال توفيق خدمت به ترويج مقامات و فضايل حضرت علي عليه السلام مسألت نمودند.

+ نوشته شده توسط الاحقر در دوشنبه نهم تیر 1393 و ساعت 19:39 |

به گزارش خبرگزاری حوزه،این مرجع تقلید در دیدار جمعی از مبلغین اعزامی از سوی دفتر معظم له به مناطق محروم، ضمن همدردی و دعا برای رفع گرفتاری های مردم مظلوم عراق گفتند: مردم از مناطق مختلف عراق، از بصره ، از حله ، از هر نقطه ای ، در اربعین عاشورا زن و فرزند را برمی دارند ، در حالی که یقین دارند در این سفر چه بلاهایی در کمین است ولی برای این که مبادا قبر حسین بن علی -علیما السلام-غریب باشد، این حجت است هم بر من و هم بر شما. ما چه کردیم برای این مذهب ؟ چه خطری به جان خریدیم؟

متن کامل سخنان حضرت آیت الله وحید خراسانی بدین شرح است.

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين وصلی الله علی سيدنا محمد وآله الطاهرين سيما بقية الله في الأرضين واللعن علی أعدائهم إلی يوم الدين

امام ششم ، بیانی دارد که فقه این حدیث بسیار عمیق است. خلاصه ی بیان این است : اهل ایمان به منزله ی اعضاء یک بدن هستند .

تعبیر بهت انگیز است . روحی که در این بدن ساری و جاری است و همه ی این اعضاء را مرتبط می کند ، ایمان است و عقیده ی به امامت ائمه ی اثتی عشر . بعد بیان این است: اگر یکی از این اعضا صدمه ای ببیند ، تمام اجزای آن بدن در اثر آن بلیه همه مضطرب اند .

اگر این حدیث را بفهمیم ، درک کنیم الآن مصائبی را که بر شیعه در عراق وارد می شود ؛ این مصائب، راحت و آسایش را به کلی از بقیه افراد اهل ایمان و تشیع سلب می کند . اگر روح ایمان باشد ، گفتنی نیست که بر آنها که تحت سیطره معاندین اند چه می گذرد ، باید دید بر قلب مقدس ولی عصر چه می گذرد . شیعتنا خلقوا مِنْ فَاضِلِ طِينَتِنَا و عجنوا بماء ولایتنا یحزنون لحزننا و یفرحون لفرحنا. این رابطه طرفینی است . همان طوری که شیعه محزون است برای حزن آنها ، آنها هم محزون اند برای حزن اینها. آن هم چه مردمی ! شیعه ی عراق حجت اند. گاهی من فکر می کنم ما در مقابل اینها روز قیامت چه جواب بدهیم ؟

اگر کسی فکر کند: عمری ما سر سفره ی امام زمان نشسته ایم ، هر بهره ای بردیم ولی آن بدوی در عراق ، نه از این سفره بهره ای برده ولی برای اربعین و عاشورا با زن و فرزند همه ی بلاها را به جان می خرد که خودش را به قبر سید الشهدا برساند . این حجت است بر من؛ و واقعاً شرمنده ایم ، هر وقت فکر کنید چه جور بلاء را ، خطر را ، برای خودش ، زن و فرزندش می بیند ولی دست از این دامن بر نمی دارد . اگر اینها بودند آن وقتی که آن ناله ی غربت بلند شد: هل من ناصر ينصرنى،‏ چگونه جواب می دادند . خوشا به حالشان ! زهی سعادت ! چه شرفی بالاتر از این . اینها در این روزگار مبتلا به این بلایای اند .

راحتی برای کسی نمی ماند که رگی داشته باشد ، غیرت دینی ، مذهبی ، مگر عضو این بدن نباشد . این مصیبت غیر قابل وصف است ، آنچه الآن در عراق می گذرد ، فوق بیان ماست و ما چاره ای نداریم الا دعا و تضرع به درگاه خدا؛ أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوء. همه تان در این سفر ، در مواقع، دعا کنید برای آن گرفتاران که مخ تشیع هستند ، آنها از امتحان در آمده اند ولی ما امتحانی پس ندادیم .

این بهت انگیز است . اهل عراق حجت اند بر من ! کاری به شما ندارم . ما چه کردیم برای این مذهب ، چه خطری به جان خریدیم ، اما آن اهل بصره از مناطق مختلف عراق ، از حله ، از بصره ، از هر نقطه ای در اربعین عاشورا زن و فرزند را برمی دارد ، یقین دارد که در این سفر چه بلاهایی در کمین است ولی مبادا قبر حسین بن علی غریب باشد . زهی سعادت ! اگر اینها بودند آن وقتی که فرمود : - چه بیانی ! چه کلمه ای ! نگاه کرد به آن جمع قلیل ، بعد فرمود :- هرکس ... مَنْ كَانَ فِينَا بَاذِلًا مُهْجَتَهُ ، مُوَطِّناً عَلَى لِقَاء الله نَفْسَهُ فَلْيَرْحَلْ معنا.

خلاصه ی کلام : من به نوبه ی خودم آرزومندم که پای آن بدوی را ببوسم که آنجور با زن و فرزندش بلاها را به جان می خرد و دست از دامن اهل بیت بر نمی دارد .

این حجت است هم بر من ، هم بر شما . عمری سر این سفره نشستیم ، همه جور استفاده کردیم ، آیا حاضریم بلا به جان بخریم در این راه ؟

این ماه آنچه در توان داریم به کار ببندید ، فراموش نکنید همیشه در نظر شما باشد فداکاری آنها، بعد از فرصت استفاده کنید . مبادا وقتی ضایع بشود . اغتنموا الفرص فانها تمر مرّ السحاب؛ چه فرصتی؟! ماه رمضان ، شهر الله، ماهی که در آن ماه أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآن‏ هُدىً لِلنَّاسِ، وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقان.‏ شب قدر در این ماه است ، اعمال عرضه می شود بر کی ؟ بر قطب عالم امکان .

کاری کنید که در دفتر شما ثبت باشد که یک عبد آبقی را به مولا برگرداندید ، یک ضالی را هدایت کردید . خدا به موسی بن عمران فرمود: اگر یکی از این دو کار را بکنی ، برای تو بالاتر است از این که صد سال همه ی ایام را روزه بگیری ، همه شب ها را تا به صبح به عبادت قیام کنی . کلیم الله متحیر ماند ، گفت بارالها! آن دو عمل چیست ؟ جواب آمد : یکی بنده ای که از مولا گریخته ، به مولا برگردانی ، از تفسیر این جمله سؤال کرد ، خطاب آمد : آن گنهکاری است که از من برگشته است ، او را توبه بدهی، به درگاه من برگردانی ، پرسید دوم چیست ؟ خطاب آمد : ضالی را هدایت کنی ، تفسیر این کلمه را پرسید ، خطاب آمد : کسی که امام زمانش را نشناخته او را به ولی عصرش هدایت کن ؛ کار شما باید در این سفر این دو عمل باشد: یکی آن عبد آبق را به مولا برگردانید ، یکی آن بیگانه از امام عصر را به صاحب الزمان آشنا کنید .زهی سعادت اگر موفق بشوید به این دو کار .

سعی کنید در آن محل به منبر اکتفا نکنید ، در هر مجلسی ، در هر محفلی ، سه کار باید تمام وقت شما را بگیرد : یکی تحکیم عقائد ؛ دوم تهذیب اخلاق ؛ سوم تعلیم احکام؛

سعی کنید افراد مستعد را شناسایی کنید ؛ آنها را به احکام آشنا کنید ، که بعد از شما این رشته باقی بماند ، هر کس یک مسئله یاد بگیرد ، اجرش در نامه ی عمل تو نوشته می شود ، آن هم چه اجری ؟! اینها از دست ما رفت ، عمر تمام شد ، کاری نکردیم .

امام در تفسیر این آیه بیانش این است : مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعا ، این نص قرآن است : هر کس یک انسان را احیاء کند، اجرش احیای تمام بشر است از اول خلقت آدم تا انقراض عالم. فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً، فرمود: تَأْوِيلُهَا الْأَعْظَم‏ أَخْرَجَها مِنْ ضَلَالٍ إِلَى هُدًى.‏ هر دو نکره است ، نه معرفه ؛ یک وقت بیان این است أَخْرَجَه مِنْ الضَلَال إِلَى الهُدى، یک وقت بیان این است: أَخْرَجَها مِنْ ضَلَال إِلَى هُدًی. از یک گمراهی در بیاوری به یک هدایت برسانی ، یک مسئله به جاهل در دین یاد بدهید ، از یک گناه توبه اش بدهید ، اجر تو در این ماه احیای تمام بشر است به نص کتاب و سنت معتبره . این نتیجه ی این سفر است ، غنیمت بشمارید ، این مقام را از دست ندهید .

مطلب دیگر این است که در این سفر تمام همّ تان مصروف بشود در احیاء امر آل محمد . امام ششم تعبیرش این است: رحم الله من أحیا امرنا . این روایات را بفهمید ، اولاً دعای او - انما یعرف الامام بالعلم و اجابة الدعوة- دعا ، دعای یک همچو کسی است، آن هم ، چه دعایی !. رَحِمَ‏ اللَّهُ‏، به صیغه مضارع نیست، به صیغه ماضی است. نسبت ترقبیه نیست، نسبت تحققیه است. فقه احادیث مهم است، درایت روایت اصل است. رَحِمَ‏ اللَّهُ، مفروغ عنه است، تمام است، آن هم چه رحمتی؟ وَ رَحْمَتُ‏ رَبِّكَ‏ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ. این هم کار اساسی این سفر است.

آن احیاء امر به چه چیزی محقق است؟ هر کس در هر محلی هست، ماه مبارک رمضان تمام شود و آن مردم را به چهارده معصوم عارف کند . احوال آنها را برای آن امت بیان کنید، مطالعه کنید. از هر محلی که بیرون آمدید باید آن مردم پیغمبر شناس باشند، علی شناس باشند تا برسد به امام زمان؛ آن وقت می شوید مصداق این دعا: رَحِمَ‏ اللَّهُ‏ مَنْ‏ أَحْيَا أَمْرَنَا.

این سفر فوق العاده مهم است. خوشا به حال آن کسانی که بفهمند و مغتنم بشمارند. از هر فرصتی بهره ببرید؛ در مدارس، دبستان ها، دبیرستان ها احیا کنید امر آل محمد را.

خودتان عمل کنید به این توصیه و آنجا هم به همه مردم این وصیت را برسانید: آن ، این است که -هم خودتان هیچ روزی ترک نکنید - از اول قرآن به قدری که می توانید بخوانید و به خود امام زمان هدیه کنید. این حدیث صحیح مسکی است که هر لحظه ای بوی خوشش ، مشام عقل را معطر می کند. حدیث در کمال صحت است، مشتمل بر اصحاب اجماع. نتیجه حدیث این است: کسی که قرآن را بخواند و به امام زمان هدیه کند کان معه. این معیّت عقل را مبهوت می کند، کسی که با او باشد با چه کسی است؟الْمُنْتَهَى إِلَيْهِ‏ مَوَارِيثُ‏ الْأَنْبِيَاءِ، وَ لَدَيْهِ مَوْجُود آثَارُ الْأَصْفِيَاءِ، معیّت با او معیّت با تمام انبیا و مرسلین است، معیّت با تمام ائمه معصومین است.

ما کجا امام زمان را شناختیم. شیخ طوسی، شیخ الطائفه اعلی الله مقامه در [کتاب] غیبتش بیانش این است که در زمان ما آن قدر از خوارق عادات از او سر زده که قابل شماره نیست. این بیان شیخ است. هزار سال بعد از شیخ چه کرده؟ گفتنی نیست مقام او. درکش فوق تصور است.

حسین بن روح کسی است که حاجب آن درگاه است، ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی. اگر نوکر مقامش این باشد، آیا آن آقایی که به انتساب به او، این مرد به این مقام رفیع رسیده، چه کسی است؟! یک زنی آمد و خواست اختبار کند حسین بن روح را، گفت من حقه ای را آوردم، آیا تو خبر داری از آن حقه ای که من آورده ام؟ فرمود: برو آن حقه را در دجله بینداز و بعد برگرد. این مسی است که آن اکسیر اعظم به او خورده، کیمیایی شده و به این مقام رسیده. زن رفت و حقه را انداخت در دجله، و بعد آمد به محضر ابوالقاسم حسین بن روح. گفت: حقه را انداختم در دجله. کنیز را صدا زد و فرمود: حقه را بیاور. وقتی آورد پرسید: این همان است که در دجله انداختی؟ گفت: بله، گفت: من خبر بدهم که در این حقه چه چیزی است یا تو خبر می دهی؟ گفت تو خبر بده. آنچه بود گفت . بعد هم سر حقه باز شد و روشن شد چه احاطه ای است.

این مقام نوکر اوست. کجا ما امام زمان را شناختیم، سعی کنید او را به مردم معرفی کنید. در هر مجلسی که شروع می شود زیارت سلام علی آل یاسین را بخوانید. مجلس را به دعای به امام زمان ختم کنید، مردم را، با سوادها را، دعوت کنید، قرآن بخوانند و به او هدیه کنند، بیسوادها سوره توحید را بخوانند و به او هدیه کنند. اگر هر روز تحفه ای کسی در خانه تو آورد آیا شب عید نوروز با او چه می کنی؟ اگر من و تو هر روز عزیز ترین تحفه را که قرآن است به او هدیه کنیم، در شب قدر که صحیفه تقدیر ما به امضای او می رسد، با ما چه خواهد کرد؟ این ها را حالی کنید به مردم که شبانه روز به یاد او باشند. دعای عهد را هر روز صبح ترک نکنند و شما هم ترک نکنید، مگر عنایتی کند، نظری کند.

علی بن بابویه به ابوالقاسم بن حسین بن روح نوشت که من امسال عازم مکه هستم. جواب آورد: امسال به حج نرو. باز نامه نوشت به حسین بن روح که من نذر کردم که امسال را به مکه بروم. جواب آمد اگر لابدی که به مکه بروی در غافله آخر برو. علی بن بابویه- پدر شیخ صدوق- صبر کرد، همه غوافل رفتند، در غافله آخر نام نوشت و با آنها رفت، تمام غافله ها به وسیله غرامطه همه کشته شدند و فقط آن غافله باقی ماند.

این است احاطه او با عالم. تَنَزَّلُ‏ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ. مِنْ كُلِّ أَمْرٍ! همه بر قلب او باید نازل شود؛ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ‏ فِي إِمامٍ مُبِينٍ.

پروردگارا! به پهلوی شکسته صدیقه کبری ما را مورد عنایت آن حضرت قرار بده. بارالها! این بلا را از شیعه عراق بر طرف کن،. خداوندا! به روح پاک خاتم النبیین، به خون فرق امیرالمؤمنین، به سر بریده سیدالشهدا، مردم عراق را از این بلا رها کن، این مصیبت را از قلب شیعه بر طرف کن.

ان شاء الله در این سفر در مواقع اجابت دعا حتماً دعا کنید مگر خدا به برکت روح پاک آن مردمی که شما برای آنها موعظه می کنید... که معلوم نیست کیست مورد عنایت او . شاید پای منبرتان جوانی باشد از هوسی گذشته ، آمین او مشکل را حل کند؛ پیرمردی باشد با تعب و کد یمین لقمه حلالی در آورده و با صیام و قیام ماه را طی کرده، به آمین او دعای تو هم مستجاب بشود.

خدا چند چیز را در چند چیز پنهان کرده است: رضای خودش را در طاعات، غضب خودش را در معاصی، بندگان خودش را در مردم. هر کس را دیدی، هرگز گمان نکنی که خودت از او بهتر هستی، برای این که من خودم را می شناسم و از خودم خبر دارم اما از او خبر ندارم ؛ شاید او حسنه ای داشته باشد که همه سیئات را محو کند، من سیئه ای داشته باشم که همه حسنات را محو کند. با این نظر با مردم بنگرید. خودتان را نبینید به جایی می رسید.

نتیجه ی بحث این شد که ان شاء الله از این سفر باید با دست پر برگردید. به ارشاد ضال و توبه و انابه ی گناهکاران و تعلیم احکام دین به مسلمانان، نتیجه این سفر این است.

اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک عليه وعلی آبائه، في هذه الساعة وفي کل ساعة وليا وحافظا وقائدا وناصرا ودليلا وعينا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فيها طويلا

اللَّهُمَ‏ لَا تُفَرِّقْ‏ بَيْنِنا وَبَيْنَ وليك طرفة عين أَبَداً واجعَلْ عَواقِبَ امُورَنا خَیرا.

+ نوشته شده توسط الاحقر در شنبه هفتم تیر 1393 و ساعت 14:41 |
صبح امروز پنج‌شنبه پنجم تيرماه 1393 مهندس چيت چيان، وزير نيرو،همراه با جمعي از معاونين و مسئولين اين وزارتخانه با حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني ديدار و گفتگو كردند.
در اين ديدار ابتدا وزير نيرو گزارشي از كمبود آب و بحران منابع زير زميني و همچنين آخرين وضعيت برق و باران‌هاي موجود در كشور را خدمت معظم له ارائه داد.
حضرت آيت الله العظمي صافي نيز با تقدير و تشكر از وزير محترم نيرو و همكاران ايشان فرمودند: خداوند متعال نعمت‌هاي بسيار زيادي را بر بندگانش عنايت فرموده كه بايد از تمام اين نعمت‌ها بهترين استفاده‌ها را نمود. از مهمترين اين نعمت‌ها آب است كه مايه‌ي حيات انسان‌ها و جهان مي‌باشد.
معظم له با استشهاد به آيات قرآن كريم افزودند: قرآن كريم مي‌فرمايد : « و جعلنا من الماء كل شيء‌ حي» حيات و زندگي از آب است و آب و ساير منابع خدادادي همه محدود و معين است.و انسان بايد از آنها استفاده ‌ي صحيح و بهينه نمايد. يكي از عواملي كه موجب مي‌شود اين نعمت‌ها كم گردد، يا از دست انسان خارج شود،‌ كفران نعمت است. اگر شكر نعمت‌ها را بجا بياوريم و از آنها استفاده‌ي صحيح بكنيم، نعمت افزون مي‌گردد و اما اگر آنها را در راه‌هاي غير علمي مصرف كنيم اين نعمتها كم كم از دست مي‌رود.

مرجع تقليد شيعيان جهان ادامه دادند: شكر نعمت آب اين است كه از آن استفاده‌ي صد در صد صحيح و علمي كنيم متاسفانه در سال‌هاي گذشته بعضي از برنامه‌هاي غلط باعث شده است كه اين نعمت خدادادي كم شود و ما الان در مملكتمان مبتلا به كمبود آب هستيم.
ايشان در توضيح علل پيدايش اين وضعيت اظهار داشتند: شايد يكي از اين عوامل، حفر چاه‌هاي زياد و غير قانوني و غير علمي بوده است. منابع زير زميني را بايد به مقداري از آن استفاده نمود كه موجب نابودي آنها نشود؛ البته در هر صورت بايد ما ارتباط خودمان را با خالق متعال زياد كنيم و حالت دعا و انابه و استغفار داشته باشيم و از خداوند مهربان بخواهيم كه اين نعمت ها را بر ما افزون نمايد و وظيفه‌ي همه‌ي مردم در اين دوره‌ي بحران كم آبي اين است كه در مصرف آب و برق صرفه جويي نماييم
حضرت آيت الله العظمي صافي با بيان « بحران آب را با صرفه جويي و دوري از اسراف بايد حل كرد» ادامه دادند: بايد در اين وضعيت خطرناك از اسراف  دوري كنيم. البته وزارت نيرو هم بايد توجه داشته باشد كه به فقرا و محرومين و ضعيفان اجحاف و ظلم نشود و آنها را مورد ترحم قرار دهد، كه اگر به آنها رحم شود خداوند هم به ما رحم مي‌كند؛« ارحم تُرحم » الان كساني هستند كه پول آب و برق را نمي‌توانند بدهند؛ حتماً شما بايد نسبت به آنها توجه بيشتري داشته باشيد. آنها بندگان خدا هستند؛ اگر توجه بيشتر به آنها شود، مسلم آثار وضعي خوبي دارد.
ايشان در پايان براي جبران كمبود آب دعا كردند و توفيق بيشتر مسئولين را در خدمت به مردم از خداوند متعال مسئلت نمودند.

+ نوشته شده توسط الاحقر در پنجشنبه پنجم تیر 1393 و ساعت 12:28 |